السيد الخميني
666
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
روح كلام آنها را به يك امر راجع مىدانم و نزاع را لفظى مىدانم به بيانى كه مناسب اين مقام نيست . و از اين بيان معلوم شد كه هرچه در دار تحقق متحقق گردد ، چه از جواهر قدسيهء الهيه ، يا مُلكيهء طبيعيه ، يا اعراض ، و چه ذوات و اوصاف و افعال - تمام آنها به قيوميت و نفوذ قدرت و احاطهء قوّت حق متحقق شوند . پس ، درست شد كه « بقوتي أديت فرائضي » . و همين مقام مشيت مطلقه مقام رحمت واسعه و نعمت جامعه است ، چنانچه فرمايد : « وبنعمتي قويت على معصيتي » . فصل در اشاره به مسألهء جبر و تفويض در اين حديث شريف اشارهء واضحه به مسألهء جبر و تفويض نموده ، و مذهب حق را ، كه امر بين امرين و منزلة بين المنزلَتين است ، مطابق مسلك اهل معرفت و طريقهء اصحاب قلوب ذكر فرموده است ؛ زيرا كه هم اثبات مشيت و اتيان و قوّت براى بنده نموده ، و هم آنها را به مشيت حق دانسته فرموده است : تو مشيّت كردى و به مشيت من مشيت تو ظاهر است ؛ تو اتيان فريضه نمودى ، و قوّهء تو ظهور قوّهء من است ؛ و به نعمت من كه بسط رحمت واسعه است قوّهء تو بر معصيت حاصل شد ؛ پس از تو سلب نمىشود افعال و اوصاف و وجودات مطلقاً ، چنانچه اثبات مطلق نيز نشود ؛ تو مشيت [ كردى ] و مشيت تو فانى در مشيت من و ظهور و تعين آن است ؛ و به قوّهء خود تقويت بر طاعت و معصيت دارى ، و با اين حال ، قوّت و قدرت تو ظهور قدرت و قوّت من است . و پس از آن ، چون مظنهء اشكالى بوده است و آن اين است كه بنابراين ، نقايص و رذائل و معاصى را نيز به حق بايد نسبت داد ، رفع آن اشكال را به وجه حِكمى برهانى و ذوقى عرفانى فرموده كه حق تعالى چون صرف كمال و خيريت و جمال و بهاء است ، از اين جهت آنچه از ناحيهء مقدسهء اوست كمال و خيريت است ، بلكه نظام وجود و حقيقت